میدانی چیست؟؟

من دلم هوای تازه می خواهد...

دلم از دل نگرانی ها و دل مردگی خسته ست...

دلم آزادی بی حد و اندازه می خواهد...

دلم پرواز می خواهد...

و یک آسمان بی انتها آبی رنگ...

من دلم باد می خواهد...

و درختانی که شاخه های سبزشان

در آغوش باد برقصند...

و مرا برقصانند...!!

من دلم رقص می خواهد...

من دلم زندگی می خواهد...

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢٥ | ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم | نظرات ()

امروز یکی بهم گفت فراموشت کنم...

خندم گرفت...

اما گریه کردم...!

فهمیدم نمی دونه چه غمه بزرگی تو دلمه...

ندیده بود قلبم شکسته...

ندیده بود گل عشقی رو که هر روز با گریه هام سیرابش می کنم هنوز پژمرده نشده...

هیچی نگفتم...

ولی چشمام همه چی رو گفته بودن...

 




تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢٥ | ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم | نظرات ()

خداوندا گله دارم...

سکوت را انتخاب می کنم برای فریاد زدنم...

و زندگی را به اجبار می گذرانم...

خداوندا گله دارم...

برای آنچه می بینم و نمی توانم کاری بکنم...

قفل غم ها را با کدامین کلید از روزگار بگشایم...؟

خداوندا گله دارم...

از این روزگار...

از تاریکی...

از غم ها...

از شادی ها...

از انسان ها...

از خود نیز من گله دارم...

خداوندا گله دارم...

 

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢٥ | ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم | نظرات ()

بیا با من دلم تنهاترین است

نگاهت در دلم شور آفرین است

مرا مستی دهد جام لبانت

شراب بوسه ات گیراترین است

ز یک دیدار پی بردی ز حالم

عجب در من نگاهت نکته بین است

سخن از عشق و مستی گوی با من

سخن هایت برایم دلنشین است

مرا در شعله ی عشقت بسوزان

که رسم دوستداری ها همین است

نشان عشق را در چشم تو خواندم

دلم چون کویی آیینه بین است

به من لطف گل مهتاب دادی

تنت با عطر گل ها همنشین است

دوست را هم تو باش آغاز و پایان

که عشق اولی و آخرین است...

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٩ | ٤:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم | نظرات ()

بغلم کن عشق خوبم بذار حس کنم تنتو

از حرارتت بمیرم،بگیرم عطر تنتو

واسه من آغوش گرمت تنها جای امن دنیاست

ساز آشنای قلبت خوشترین آهنگ دنیاست

منو که بغل بگیری گم میشم تو شهر رویا

بند میاد نفس تو سینم،مثل مجنون پیش لیلا

به تو شفاف و برهنه دل سپردم بی محابا

بغلم کن تا نمیرم بی تو، تو دستای سرما

مثل دامن فرشته شب ما قدیس و پاکه

حتی ماه به حرمت ما عاشقوونه تر می تابه

بغلم کن عشق خوبم بذار آرامش بگیرم

سر بذارم روی شونت با نفسهات خو بگیرم

جز سرانگشت های گرمت تن من عشقی ندیده

دست بکش رو گونه ی من، منو خواب کن تا سپیده

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٩ | ٤:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم | نظرات ()

باران از راه رسید...

عشق را دوباره در مزرعه خالی تنم پروراند...

زندگی را در آسمان چشمانش حس کردم...

ناگهان....

پاییز عشقم از راه رسید...

آری رفت...

ولی هنوز قلبم برای اوست...

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٩ | ۳:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم | نظرات ()

اجازه هست که عشقتو تو کوچه ها داد بزنم...؟

رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم...؟

اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم...؟

ماه و ستاره رو بازم فدای چشمونت کنم...؟

اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه...؟

بهت بگم عاشقتم دوست دارم یه عالمه...؟

اجازه هست بهت بگم عشق تو، توی سینه  امه...؟

جونم رو هم به پات بدم، بازم برای تو کمه...قلب

به من بگو...

بگو به من...

بگو منو دوسم داری...

بگو که واسه هوست پا رو دلم نمیذاری...

اجازه هست نگاهتو تو خاطرم قاب کنم...؟

چشمی که بدخواهمونه به خاطرت خواب کنم...؟

اجازه هست فریاد بزنم : تو قلبمی تا به ابد...؟

بدون اگه رسوا بشم بخاطرت خوبه نبرد...

اجازه هست کنار تو به اوج ابرا برسم؟

دست تو توی دستم برم و به فردا برسم...؟

اجازه هست دریا بشم کویرو پیمونه کنم...؟

تو صدف دلم بشی من توی دلت خونه کنم...؟

اجازه هست یه لحظه باز توی چشات نگاه کنم...؟

با یک نگاه بی ریا روی غمو سیاه کنم...؟

اجازه هست.................؟؟؟



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٧ | ۸:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٧ | ٧:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم | نظرات ()

دارم میرم رو سنگ قبرم ننویس

اسمم چی  بود یا کی بودم

قاصدکا خبر ندن عاشق تو یکی بودم

به پونه ها بگو واسم گریه و زاری نکنن

ماهی های تو تنگ فقط دریارو نقاشی کنن

رنگ مشکیه غمو رو تن ابرا نبینم

چیه همش هی می بارن الهی که من بمیرم

آخه مگه کجا میرم؟ همین ورا به یه سفر

خورشید خانم خوب میدونه قبلا بهش خبر دادم

دسته گله رو قبرمو به گلدونش پس بدید

میخوام که کوله بارمو رو شونه عشق بذارم

دارم میرم ولی بدون به جون تو دوست دارمقلب



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٧ | ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مریم | نظرات ()

تا کجای قصه ها باید ز دلتنگی نوشت

تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت

تا به کی با ضربه های درد باید رام شد

یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد

بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار

خسته از این زندگی با غصه های بی شمار

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٤ | ٧:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم | نظرات ()

هر جا از عاشقی  بپرسید که عشق چیست تنها به زخم های خود اشاره میکندقلب

عشق حاشیه انسان بر کتاب آفرینش استقلب

عشق سرطان دوست داشتن استقلب

عشق خرید و فروش پایاپای عاشق و معشوق استقلب

عشق لک لکی است که روی درخت خاطرات لانه داردقلب

عشق دل ماست تقسیم بر همه زیبایهاقلب

عشق همان است که دل ما در آن قرار ملاقات می گیردقلب

عشق عقد دائم ما با غم و غربت استقلب

عشق شب نامزدی ما با جدایی استقلب

عشق کاری است که تنها از سینه سوخته های محبت و دود چراغ خورده های معرفت برمی آیدقلب

عشق منو توییم به اضافه یک پاییز قدم زنانقلب

عشق یک نگاه نیست عشق یک کلمه نیستقلب

عشق خلاصه شده در فاصله، عشق آزادی استقلب

عشق شادی استقلب

عشق آغاز روئیدن استقلب

عشق رودخانه لیلی است که صدا نداردقلب

عشق جهنمی است که دوا نداردقلب

عشق چون دریاست قلب

عشق رسوا و رسوایی استقلب

عشق تنها و تنهایی استقلب

عشق بستان است گلستان است بی پایان استقلب

عشق آفتاب است لطف مهتاب استقلب

عشق نوریست که در هر نظری جلوه گر استقلب

عشق آتش دل های کباب استقلب

عشق دردها را درمان می کندقلب

عشق تمنای دو قلب استقلب

عشق پیوستن بهترین محبتی است میان من و توقلب



تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٤ | ٧:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم | نظرات ()

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس