رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا

مستعد سفـــر شهر خدا کرد مرا


از گلستان کرم طرفه نسیـمی بوزید

که سراپای پر از عطر و صفا کرد مرا


نازم آن دوست که با لطف سلیمانی خویش

پــــله از سلسـله دیـــو دعــا کـــــرد مـــرا


فیض روح‌القدسم کرد رها از ظلمات

همرهـی تا به لـب آب بقـا کرد مـرا


من نبودم بجز از جاهل گم کرده رهی

لایـــق مکتب فخــر النجبا کـــرد مـــرا


در شگفتم ز کرامات و خطاپوشی او

من خطا کردم و او مهر و وفا کرد مرا


دست از دامن این پیک مبـارک نکشم

که به مهمانی آن دوست ندا کرد مرا


زین دعاهاست که با این همه بی‌برگی و ضعف

در گلـستــــان ادب نـغمـــه ســرا کــــرد مـــرا


هر سر مویــم اگـر شـکر کند تـا به ابــد

کم بود زین همه فیضی که عطا کرد مرا

فتح‌الله اسلامی‌نیا



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/۳٠ | ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم | نظرات ()

شبی غمگین شبی بارانی و  سرد مرا در غربت فردا رها کرد.

دلم در حسرت دیدار او ماند.

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد. به من می گفت تنهایی عزیز است.

ببین دوریش با من چه ها کرد. تمام هستی ام بود و ندانست.

که در قلبم چه آشوبی به پا کرد.



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/۱٦ | ٩:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مریم | نظرات ()

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس