یکی بود یکی نبود ،

هر کی بود غریبه بود

از دلم خبر نداشت ،

که تو رو از دلم ربود ...

هرکی بود هرچی که داشت ،

قد من عاشق نبود ،

واسه چشمهای سیاهت ،

به خدا لایق نبود ...

گول نگاهشو خوردم و دلم رو بستم به چشاش ...

دیوونه بودم مثل شمع ، یه عمری آب شدم به پاش ...

بعد یه عمر آزگار ، عشق منو گذاشت کنار ...

رفت پی یه عشق دیگه ، منو سپرد به روزگار ...

از اولش هیشکی نبود،

هیشکی به دادم نرسید ...