قاصدک غم دارم

 


 


قاصدک غم دارم

غم آوارگی و دربدری،
غم تنهایی و خونین جگری
قاصدک وای به من همه از خویش مرا می رانند،
همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند
مادر من غم هاست،مهد و گهواره ی من ماتم هاست،
قاصدک دریابم!
روح من عصیان زده و طوفانیست،
آسمان نگهم بارانیست
قاصدک غم دارم،غم به اندازه سنگینی عالم دارم،
غم من صحراهاست،افق تیره او ناپیداست
قاصدک دیگر از این پس منم و تنهایی
و به تنهایی خود در هوس عیسایی،
و به عیسایی خود منتظر معجزه ای _غوغایی
قاصدک حال گریزش دارم،
می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست،
پستی و مستی و بد مستی نیست
می گریزم به جهانی که مرا ناپیداست
شاید آن نیز فقط یک رویاست

/ 18 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین

سلام . ممنون که به وبلاگ من سر زدید.... واقعا ای کاش زندگی زیبا بود... موفق باشید

Gharibe

[افسوس]

Gharibe

[نگران]

Gharibe

[گریه][گریه][گریه]

Gharibe

[بازنده] [پلک]