گاهی دلم برای جوانی تنگ می شود

 

غروب گفت:
اگرچه زیبا ترین و تماش
ایی ترینم و طلوع را می توانم سرخ و گریان سازم
اما گاهی عجیب دلم برای طلوع تنگ می شود

آسمان گفت :
اگرچه آبی و نیلگونم و درخشان از ماه و ستارگانم
اما گاهی دلم برای زمین تنگ می شود وغم دوریه زمین مرا بارانی می کند

خورشید گفت :
گرچه گرم و خیره کننده ست روشنایی ام
و تمام زیبایی ماه از من است
اما حسرت نوازش مهتاب آزارم می دهد و روزی نیست که دلتنگش نشوم

 

دریا گفت :
اگرچه زلال و پاکم و امواجم مدام بر تن سخره ها مشت می کوبند
ولی هیچ گاه لبان خروشانم برای گرفتن بوسه ای حتی سرد به لب سخره ها نمی رسند
و غم دوری ساحل دلم را عجیب تنگ می سازد

/ 25 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
parisa

ببار بارون ببار غم دارم امشب مثل خاک کویر تب دارم امشب ببار بارون به جون نیمه جونم ببار بارون که هم رنگ جنونم ببار بارون دلم ماتم گرفته صدای خون دلم رو غم گرفته

عادل

چه عجب بعد مدت ها اومدي پيشم

مریم ...

هععععععععععععععی دلم گرفت چقدر قشنگ بود مریم جان[گل]

یاس

زندگی زنده موندن و نفس کشیدن نیست، زندگی قانون باورهاست. پس باور کن بیادتم![قلب]

sina

[گل][گل][گل][گل][گل]

عادل

اپـــــــــــــــــــــــــــــــم

Asemane man

هر کس به اميد شانس زندگي کند، بازنده ي زندگي است!